اسكندر بيگ تركمان

758

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

مكان مرغوب واقع شده محل نزول عالى گرديد در حال تحرير بخاطر رسيد كه شمهء از احوال آن عاليجناب در طى اينمقال نگاشته كلك بدايع نگار گرداند . بالجمله خواجه مذكور مرد مستعد شاعر پيشه مطايبه دوست فكرت انديشه است مولد آن جناب اباعن جد موضع جوين من اعمال قزوين است پدرش خواجه ملك از اهل سياقت و ارباب قلم و در خراسان بامر نويسندگى امراء عظام قيام داشت از حوادث و روزگار و فتور خراسان غارت زده و پريشان بعراق آمده در موطن اصلى رخت بسراى آخرت كشيد . خواجه زاده از علو همت و بلند پردازى قرار ده نشينى با خود نتوانست داد بتك و دو ملازمت درآمد و همت بر علو مرتبه و كمال گماشته بعد از سعى و تكاپوى بسيار كه دولت طلبان روزگار را از آن چاره نيست ملازمت ذوالفقار خان قرامانلو اختيار كرده روز بروز بحسن سعى و خدمت نزد او اعتبار مييافت مرتبه مرتبه بدرجه وزارت ترقى كرده چند سال من حيث الانفراد و الاستقلال بدان مهم پرداخت چون آثار رشد و كاردانى از وجنات احوالش ظاهر و لايح بود بالاخره در سلك وزراء و ارباب قلم ديوان اعلى انتظام يافته بخدمات وزارت آذربايجان مأمور گرديد در سفر خير اثر گرجستان بحسن خدمات لايقه و فدويت و جان سپاريها كه در طى وقايع آن سال مرقوم كلك بيان ميگردد لقب ارجمند فدوى يافته از زمره مقربان مجلس بهشت آئين گشت و در آن ايام در دار الارشاد اردبيل بخدمات مرجوعهء ديوانى مشغولى داشت و بصحبت شعراء و ارباب نظم و اهل استعداد انس و الفت تمام گرفته به قدر مقدور همت بر تفقد احوال اين طبقه ميگماشت و الحق مرد آدمى بزرگ روش درويش منش بذله گوى خوش صحبت و از سعادتمندان روزگار است نكات شيرين و كلمات مطايبه آميز رنگين و لطايف و ظرايف از طبع موزونش سر مىزند و شعر را خوب ميگويد در غزل ابيات عاشقانه و معانى دلپذير رنگين بسيار دارد اما از منظومات او بدين رباعى اختصار رفت : رباعى آنم كه حزين و خسته تن ميآيم * جان بسته بتار پيرهن ميآيم مانند غبارى كه به پيچد بر باد * پيچيده بآه خويشتن ميآيم القصه عاليجناب صاحبى سه روز در آنجا اقامت نموده بسعادت زيارت حظيره مقدسه سلطان - الاولياء و مشايخ كرام صفويه كه فى الواقع انوار تجرد و خداجوئى از مراقد منورهء آن محرمات خلوت - سراى وحدت خورشيد آسا در لمعان است مستعد بودند و جناب فدوى القاب از فرط اخلاص و محبت در مقام خدمتكارى درآمده در تفقد احوال همگنان خود را معاف نداشت و از جانبين تواضعات بزرگانه بوقوع پيوست و از راه خلخال روانهء عراق گشته جناب وزارت مآب چند مرحله مشايعت نموده لوازم خدمت بجاى ميآورد و از آنجا طى منازل نموده بدار السلطنه قزوين رسيده در منازل دلكش كه در خيابان باغ سعادت دارند نزول نمودند و بعد از سه روز عنان بصوب مقصد انعطاف داده يكروز در بلدهء ساوه ميهمان خلف الولاتى سيد ناصر ولد سيد مبارك بودند چه حكومت آن بلده به او تعلق داشت و از آنجا بدار المؤمنين قم آمده در آستانهء مطهرهء معصومه فرود آمده شرف زيارت آنحضرت دريافتند سادات و موالى و خدمه آن روضه مقدسه را بعطاياء ارجمند نوازش فرمودند در حضور اهالى قم كه